یه روز غضنفر به زنش میگه بیا هر پنجشنبه بریم پیتزایی بعد زنش میگه نه پنجشنبه دیره بیا هر دوشنبه بریم .
غضنفر به زنش میگه سه تا حیوون رو نا ببر که با حرف خ شروع بشه میگه خودت خواهرت خدا بیامرز مادرت.
غضنفر عاشق می شه روی در خونش می نویسه بزودی در این محل جشن عروسی برگزار می شود.
یه روز یه غضنفر تو جوی اب تف میکنه… میدو دنبالش تاپاش رو روش بزاره .
|
بار اول که نگاهم کردی فکر کردم عاشقی،… بار دوم فکر کردم دیوانه ای،… بار سوم فکر کردم دوستم داری… اما بعدها فهمیدم آدم ندیدی!
بی تو هر گز نمی توانم بمیرم
می دونی شکست عشقی یعنی چی؟
|
غضنفر توی آتیش سوزی میمیره
بچه:مامان اون آقاروببین کچله!!!! مامان: هیس…میفهمه بچه: اه…مگه تا حالا نفهمیده
گدایی زنگ خونه پیرزنی رو می زنه
|

